رشد حسی نوزادان از بدو تولد

  • در این مقاله از کلینیک محیا ما قصد داریم تا درباره رشد حسی نوزادان در بدو تولد صحبت کنیم
  • نوزادان شباهتی به تصاویر روی قوطیهای غذای بچه ، آگهی صابون یا فیلم ها ندارند.بدن آنها را موی نرم و کرک مانندی به نام لانگو پوشانده است
  • که ظرف چند روز از بین میرود. پوست حساس نوزاد در رحم توسط ترشحات غلیظی به نام جلای پنیری محافظت می شود که پس ازتولد،خشک و
  • ناپدید می شود . سر نوزاد کشیده است و حدودا یک چهارم طول بدن او را به خود اختصاص می دهد . سر و بینی  وی به خاطر انعطاف پذیری و نرم
  • بودن ممکن است کمی از شکل طبیعی خود خارج شده   باشند.اما خیلی زود به حالت طبیعی خود باز میگردند ولی تا استخوانهای قرص و محکم،
  • نقاط نرم یا fontanels را پوشش بدهند و این قسمت ها به حالت جنینی و جمع شده اند و راست شدن پاها کمی وقت میبرد.
  • ولی نباید گول ظواهر را خورد. نوزادان تواناییهای چشمگیری دارند و خیلی بیش از آنچه به نظر میرسد آماده زندگی در بیرون از رحم هستند.
  •                                                                                                          
  • تجربه کردن دنیا توسط طفل:

  • دانشمندان نمی توانند از اطفال بپرسند چه چیزهایی می بینند و می شنوند.به همین دلیل برای اندازه گیری تواناییهای حسی اطفال، خوگیری یا کاهش

  • تدریجی توجه افراد به محرکهای آشنا است.در این روش ابتدا طفل را با محرکی روبرو میکنند و رفتارش را با دقت تحت نظر می گیرند.طفل ابتدا به آن محرک
  • علاقه نشان می دهد اما پس از مدتی توجهش به آن کم میشود و کاهی به طور کامل آن را نادیده می گیرد. سپس محرک دیگری را ارایه  میدهند و رفتار
  • طفل را دوباره تحت نظر می گیرند.اگر افزایشی در توجه او دیده شد می توان گفت طفل مورد نظر متوجه تفاوت آن دو محرک شده است. نوزادانی که هفت
  • ساعت بیشتر ازعمرشان نمیکذرد به محرکها خو میگیرند. در یک بررسی،به نوزادان تصویری نشان میدهند ،آنها ابتدا به تصویر خیره میشوند ولی خیلی زود
  • توجه آنها کاهش میافت.وقتی تصویر مورد نظر وارونه می شد اطفال مورد نظر سه برابر بیشتر از تصویر اول به تصویر وارونه خیره می شدند.برای پی بردن
  • به ترجیح محرکها از سوی اطفال، فنون دیگری نیز وجود دارد که در این مقاله نمیگنجد.
  •                                                                                                                  
  • فعالیت عصبی اطفال شش ماهه در هنگام تماشای چهره مادرشان با فعالیت عصبی مغز آنها در هنگام تماشای چهره دیگران فرق دارد.این اطفال نه تنها
  • می توانستند چهره مادرشان را تشخیص بدهند بلکه فعالیت مغزی آنها وقتی چهره زنانی را که شبیه مادرشان بودند میدیدند با فعالیت مغزی آنها وقتی
  • قیافه زنهایی را میدیدند که خیلی با قیافه مادرشان تفاوت داشت، فرق می کرد.
  • بینایی:

  • اگرچه نوزادان از همان بدو تولد قدرت بینایی دارند ولی بسیار نزدیک بین هستند.تیزی حس بینایی نوزادان در بدو تولد بین 20/200تا 20/400 است که نشان
  • می دهد تقریبا تا 6 متری خود را می بینند. این در حالی است که بچه های زرگسال با قوه بینایی عادی می توانند تقریبا 61 متری تا 121 متری خودشان را
  • ببینند.نوزادان در کانونی کردن نیز مشکل دارند،قدرت تطابق بصری نوزادان یک سوم قدرت تطابق بزرگسالی است.بهترین فاصله کانونی برای نوزادان 19
  • سانتی متری است.نوزادان نمیتوانند چشم خود را بخوبی روی اشیای دور متمرکز کنند یا به اشیا نزدیک شوند.اما همین تیزی ضعیف بینایی نوزادان نیز به
  • آنان کمک می کند. وقتی مادر،نوزادش را بغل می کند معمولا فاصله صورتش با او قدری کمتر از15/24 سانتی متر است و به همین دلیل نوزاد میتواند در
  • هنگام شیر خوردن ، صورت مادرش را ببینند.اما توانایی کانونی کردن آنها تقریبا در دوماهگی نزدیک به توانایی کانونی کردن بزرگترها می شود وظرف یک سال
  • تیزی حس بینایی اطفال به تیزی حس بینایی بزرگسالان می رسد.اطفال انگیزه عجیبی برای تعقیب محرک های بصری دارند و حتی در محیطهای تاریک نیز
  • با چشمان خود محرکها را دنبال میکنند.
  •                                                                                                                    
  • فرم و ترجیح:

  • نوزادان برخی محرکهای بصری را بیشتر ترجیح می دهند.آنها خطوط خمیده را به خطوط راست ترجیح می دهند و سطوح منقوش را بیش از سطوح صاف دوست دارند.
  • همچنین لبه ها و زاویه های دارای کنتراست زیاد را بیشتر ترجیح می دهند.نکاههای نوزادان نیز تصادفی نیست .نگاه نوزادان تابع قواعد است و همسن قواعدند که
  • باعث می شوند نوزادان روی کل تصویر متمرکز شوند تا جزییاتش.الگوی نگاه کردن اطفال تا 8هفتگی یا کمی بیشتر ،شبیه الگوی نگاه کردن بزرگسالان می شود و
  • علاوه بر خطوط اصلی تصاویر، به درون آنها نیز توجه و دقت میکنند.
  •                                                                                                                    

ترجیح دادن صورتها

اما الگوی تصویری و ترجیحات تصویری چه نقشی در زنده ملندن نوزادان دارند؟ چون نوزادان برای رفع نیازهای خود محتاج کمک دیگران هستند،ترجیح دادن صورتها نقش

مهمی در انطباق آنها با دنیای بیرون دارد.برخی از بررسی ها نشان می دهند که نوزادان صورتهای عادی را بیشتر از صورتهای مغشوش یا تو خالی، با چشم خود دنبال می کنند.

آیا اطفال میتوانند صورتهای متفاوت را تشخیص دهند؟

اطفال از همان روزهای نخست می تئانند برخی صورتها را تشخیص دهند. برخی از محققان مدعی هستند که نوزادان به صورت مادرشان بیش از صورت غریبه ها نگاه می کنند ،

عده ای هم می گویند اطفال 2 ماهه صورت مادرشان را از صورت زنان غریبه تشخیص می دهند اما این تشخیص و بازشناسی در سه ماهگی حالت مداوم به خود میگیرد،

همچنین اطفال برخی از صورتها را به صورتهای دیگر ترجیح می دهند.اطفال دو ماهه و دوازده ماهه به صورتهای جذاب بیش از صورت های غیر جذاب خیره میشوند.

رنگ بینی:

نوزادان با این که برخی از رنگها را میبینند ولی قوه رنگ بینی آنها بسیار محدود است.دلیل به دست آمدن نتایج متفاوت در آزمایشها نیز استفاده از روشهای متفاوت است.

نوزادان یک روزه میتوانند فرق محرک سفید و سایه های زرد_سبز را بفهمند .اطفال چهار روزه فرق قرمز و سبز را میفهمند و اطفال سه روزه محرکهای غیر رنگی ترجیح می دهند.

ادراک فضا و عمق:

آیا دنیای بچه های خردسال دوبعدی است یا سه بعدی؟ گیبسون و واک برای آزمودن ادراک عمق اطفال ،آزمایش استادانه ای ترتیب دادند.آنها سکویی درست کردند که تقریبا یک متر

و بیست سانتی متر ارتفاع داشت و اطفال را روی آن میگذاشتند . سکوی مزبور دو بخش شیشه ای داشت. بخش اول شطرنجی بود و بخش دیگر یک سره شیشه ای.در زیر بخش

شطرنجی دیگر وجود داشت که باعث میشد آن قسمت شبیه پرتگاه شود. این آزمایش که در اصطلاح از پرتگاه دیداری استفاده شده بود نشان می داد که اطفال 6 ماهه یا بزرگتر حتی

وقتی مادرشان از آنها میخواهد از بخش امن به بخش پرتگاه نمیروند.وقتی نوزادان دو ماهه را روی بخش پرتگاه مانند و عمیق این دستگاه گذاشتند ضربان قلبشان آرام بود که نشان از

غلاقه مندی بود نه ترس کودکان.اگرچه کودکان خردسال خیلی زود میتوانند عمق را درک کنند ولی ترس از پرتگاه در شش ماهگی یا بعد از آن ایجاد می شود.